ناصر الدين شاه قاجار

90

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

امروز باز در منزل مانديم كه شاهزادگان و معارف بروجرد و رؤساى الوار بحضور بيايند رفتيم به همان چادرى كه زير چنارها زده بودند نهار خورديم جناب امين السّلطان حضور داشت پيشخدمتها و عملهء خلوت هم حاضر بودند بعد از نهار خوانين الوار را با توشمالها بحضور آوردند يك جوان رشيد خوشروى خوش‌سيمائى با ريش بلند ميان آنها بود كه اسمش سيّد مهديخان سلسله ايست و بعد خوانين گودرزيرا كه اولاد كريمخان هستند بحضور آوردند قدرى با آنها فرمايش و اظهار التفات كرديم به همه هم خلعت و نشان التفات شده بود به قدر صد نفر ميشدند كه اسامى آنها بعد نوشته مىشود بعد از آن شاهزادهاى ساكن بروجرد بحضور آمدند كه اسامى آنها را هم بعد خواهيم نوشت سه ساعت بغروب مانده سوار شديم و عبد الحسين ميرزاى پسر مرحوم امير تيمور ميرزا را فرموديم براى بلديّت ملتزم ركاب باشد و رفتيم براى چشمهء بنفشه راه رو بجنوب بود از دم باغى كه منزل جناب امين السّلطان است گذشتيم نهرهاى زيادى سر راه بود كه آب زياد داشت به قدر ده سنگ و پانزده سنگ از بعضى نهرها آب جارى بود طرفين راه هم همه باغات و حاصل زراعت بود رفتيم تا رسيديم بقريهء ( كوشه ) كه تقريبا متصّل به شهر است از آنجا گذشته رفتيم تا رسيديم برودخانهء رودخانه عظيمى است تقريبا دو مقابل رودخانهء جاجرود آب دارد و از سمت درّهاى و نائى ميآيد باز همه‌جا طرفين راه يا حاصل آبى است تا ديمى رفتيم تا رسيديم